رهیافت سه گانه برای خلق آثار سینمایی ماندگار درباره پیامبر اکرم(ص)

مهدی عظیمی میرآبادی، تهیه کننده سینما و مدیر اسبق انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس در گفت وگو با ایکنا با بیان اینکه پرداختن به شخصیت پیامبر اسلام(ص) در سینما نیازمند توجه جدی به مبانی تولید اثر است، اظهار کرد: اگر بخواهیم حضور پیامبر(ص) و آموزه های ایشان را در آثار سینمایی بیش از وضعیت فعلی مورد توجه قرار دهیم، چند نکته اساسی وجود دارد که باید همزمان مورد توجه قرار گیرد. مهم ترین نکته این است که سینما، به صورت جدی و غیرقابل انکاری، تصویرسازنده خود را نشان می دهد.

مهدی عظیمی میرآبادی، تهیه کننده سینما و مدیر اسبق انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس در گفت وگو با ایکنا با بیان اینکه پرداختن به شخصیت پیامبر اسلام(ص) در سینما نیازمند توجه جدی به مبانی تولید اثر است، اظهار کرد: اگر بخواهیم حضور پیامبر(ص) و آموزه های ایشان را در آثار سینمایی بیش از وضعیت فعلی مورد توجه قرار دهیم، چند نکته اساسی وجود دارد که باید همزمان مورد توجه قرار گیرد. مهم ترین نکته این است که سینما، به صورت جدی و غیرقابل انکاری، تصویرسازنده خود را نشان می دهد. نویسنده و کارگردان، به ویژه در حوزه روایت و تصویر، دیدگاه و باور خود را در اثر منعکس می کنند. بنابراین اگر کسی نسبت به موضوعی که درباره آن فیلم می سازد باور نداشته باشد، این فقدان باور در اثر نیز خود را نشان خواهد داد. وقتی فیلمساز قرار است پیامی را منتقل کند یا مضمونی را در فیلم خود دنبال کند، نمی تواند صرفاً با اتکا به سفارش یا امکانات تولید، اثری تأثیرگذار خلق کند؛ زیرا آنچه در نهایت به مخاطب منتقل می شود، علاوه بر فیلمنامه و ساختار ظاهری اثر، نوع نگاه و میزان باور سازنده به موضوع نیز هست.

وی افزود: اگر بخواهیم در کشور یک نظام تولید آثار سینمایی داشته باشیم که آثار آن همسو و هم جهت با شخصیت پیامبر(ص)، منویات و اعتقادات ایشان و دستوراتی باشد که از سوی خداوند برای هدایت بشر آورده اند، نخست باید نسبت به موضوعی که قرار است بیان شود باور وجود داشته باشد. اگر سازندگان اثر، به ویژه نویسنده و کارگردان، نسبت به آنچه می خواهند بیان کنند اعتقاد و باور نداشته باشند، خروجی کار نمی تواند آن چنان که باید مؤثر و مفید باشد. ممکن است یک فیلم از نظر فنی دارای امکانات مناسب، بازیگران شناخته شده و هزینه تولید بالا باشد، اما این عوامل به تنهایی تضمین نمی کنند که اثر بتواند مخاطب را با خود همراه کند. آنچه در این میان اهمیت دارد، باور سازنده به جهان داستان و مضمونی است که می خواهد به مخاطب منتقل کند. این مسئله در آثار دینی اهمیت بیشتری دارد، زیرا مخاطب نسبت به موضوعاتی مانند پیامبر(ص)، ائمه اطهار(ع) و مفاهیم دینی حساسیت و شناخت دارد و به سادگی نمی توان تصویری سطحی یا غیرواقعی را به او ارائه کرد. اگر سازنده نتواند ارتباطی واقعی با موضوع برقرار کند، این ضعف در روایت، شخصیت پردازی و در نهایت در نتیجه نهایی اثر آشکار خواهد شد.

باور سازنده به جهان و روایتی که خلق می کند 

این تهیه کننده سینما ادامه داد: البته ممکن است در سینمای جهان نمونه هایی پیدا کنیم که سازنده اثر نسبت به شخصیت موردنظر از همه جهات اعتقاد و نگاه یکسانی نداشته باشد، اما فیلمی که تولید کرده، در نهایت فیلمی باشکوه و قابل قبول از آب درآمده باشد. نکته اینجاست که آن کارگردان یا نویسنده به چیزی که ساخته باور داشته است. ممکن است او با آن شخصیت در برخی وجوه زاویه داشته باشد، اما در همان زاویه ای که داستان را انتخاب کرده و روایت را براساس آن شکل داده، باور داشته و توانسته است آن را به خوبی بیان کند. به همین دلیل اثر توانسته جوانب مختلف موضوع را مورد بررسی قرار دهد و برای مخاطب قابل پذیرش باشد. بنابراین بحث فقط این نیست که سازنده حتماً باید از ابتدا و در تمام ابعاد، همان نگاه مخاطب یا همان شخصیت را داشته باشد؛ بلکه مسئله این است که سازنده باید نسبت به جهان و روایتی که خلق می کند باور داشته باشد. اگر نویسنده و کارگردان خودشان به داستانی که روایت می کنند باور نداشته باشند، طبیعی است که مخاطب نیز به سختی می تواند با آن ارتباط برقرار کند. این موضوع یکی از اصول مهم تولید هر اثر سینمایی است و در آثار مرتبط با موضوعات دینی و شخصیت پیامبر(ص) اهمیت دوچندان پیدا می کند.

عظیمی میرآبادی با اشاره به آسیب نگاه سفارشی به تولید آثار دینی اظهار کرد: برخی افراد با این آثار به عنوان یک کار سفارشی برخورد می کنند. وقتی یک موضوع صرفا به این دلیل انتخاب می شود که قرار است درباره آن فیلمی ساخته شود و سازنده هیچ ارتباط واقعی و فکری با موضوع ندارد، نمی توان انتظار داشت به راحتی از پس کار برآید. در چنین شرایطی، نتیجه معمولا اثری است که بخشی از ویژگی های ظاهری یک فیلم را دارد، اما از نظر محتوا و تاثیرگذاری نمی تواند مخاطب را اقناع کند. وقتی فیلم هایی را که در این فضا ساخته می شوند بررسی می کنیم، در برخی موارد با آثاری مواجه می شویم که مقدار زیادی غیرواقعی، غیرمنطقی و ناباورانه هستند. این مسئله فقط به یک موضوع خاص محدود نمی شود و در بسیاری از فیلم هایی که درباره موضوعات دینی، الهی، تاریخ ائمه اطهار(ع) یا شخصیت پیامبر(ص) ساخته شده اند، می توان نشانه هایی از آن را مشاهده کرد. در چنین آثاری ممکن است امکانات تولید وجود داشته باشد، هزینه زیادی صرف شده باشد و حتی گروه حرفه ای درگیر پروژه باشند، اما اگر باور و شناخت لازم در مرکز تولید وجود نداشته باشد، نتیجه نهایی نمی تواند تاثیر مطلوب را بر مخاطب بگذارد. در واقع، فیلم صرفا عنوان یک اثر سینمایی را یدک می کشد، اما به یک اثر تاثیرگذار و ماندگار تبدیل نمی شود.

آسیب نگاه سفارشی به تولید آثار دینی

وی ادامه داد: متاسفانه در موضوع پیامبر(ص) نیز آثاری داشته ایم که هزینه های بسیار زیادی برای تولید آنها صرف شده است، اما خروجی نهایی نتوانسته تاثیرگذاری متناسب با آن هزینه ها را داشته باشد. مسئله این نیست که صرف هزینه یا استفاده از امکانات گسترده در تولید فیلم اقدام نادرستی است؛ برعکس، آثار مهم و بزرگ تاریخی و دینی به امکانات و سرمایه نیاز دارند. مسئله این است که سرمایه و امکانات باید در خدمت یک نگاه درست و یک روایت باورپذیر قرار بگیرد. اگر فیلمساز نتواند موضوع را بشناسد و با آن ارتباط برقرار کند، افزایش بودجه لزوما مشکل را حل نمی کند. حتی ممکن است هزینه بیشتر، صرفا به تولید اثری پرخرج تر منجر شود، بدون اینکه اثر بتواند ارتباط بیشتری با مخاطب برقرار کند. در موضوع پیامبر(ص)، مسئله شناخت شخصیت، زمانه، محیط اجتماعی و فرهنگی و همچنین آموزه هایی که قرار است منتقل شود، اهمیت دارد. نمی توان تنها با تکیه بر چند نشانه ظاهری یا چند جمله درباره شخصیت پیامبر، اثری تولید کرد که انتظار داشته باشیم مخاطب با آن ارتباط عمیق برقرار کند. فیلم باید از درون خود دارای منطق و باور باشد و این مسئله از مرحله نگارش فیلمنامه تا کارگردانی و اجرای نهایی اثر ادامه پیدا کند.

مدیر اسبق انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس گفت: بنابراین نخستین محوری که باید درباره آن صحبت کنیم، خود سازندگان اثر هستند. نویسندگان و کارگردانان در این میان نقش اصلی دارند. البته سایر عوامل تولید نیز موثر هستند و نمی توان تأثیر بازیگران، مدیر فیلمبرداری، تدوینگر، طراح صحنه و دیگر عوامل را نادیده گرفت، اما نویسنده و کارگردان در قله این فرایند قرار دارند. این دو نفر هستند که در مرحله شکل گیری روایت، جهان اثر را تعریف می کنند و مسیر اصلی فیلم را مشخص می سازند. اگر این افراد نسبت به موضوعی که قرار است ساخته شود باورمند باشند، امکان اینکه این باور به سایر اجزای فیلم نیز منتقل شود بیشتر است. در مقابل، اگر نگاه آنها صرفا انجام یک سفارش یا تولید یک محصول باشد، حتی اگر دیگر عوامل نیز حرفه ای باشند، باز هم ممکن است اثر در نهایت فاقد روح و تاثیرگذاری لازم باشد. بنابراین در تولید آثار مرتبط با پیامبر(ص) باید از ابتدا به این پرسش پاسخ داد که چه کسی قرار است این روایت را بنویسد و چه کسی قرار است آن را کارگردانی کند و این افراد چه شناختی از موضوع دارند.

عظیمی میرآبادی با تأکید بر اینکه باورمندی سازندگان امری اکتسابی است، بیان کرد: این طور نیست که اگر کسی امروز نسبت به یک موضوع اعتقاد دارد، این اعتقاد از ابتدا و پیش از شکل گیری شخصیت او در وجودش گذاشته شده باشد و بعد بدون هیچ فرایندی با همان تفکر زندگی کرده باشد. انسان ها معمولا در طول زندگی آموزش می بینند و نسبت به موضوعات مختلف باور پیدا می کنند. خانواده، مدرسه، محیط کار، آموزش های ضمن خدمت، ارتباطات اجتماعی و حتی ارتباطات غیررسمی در شکل گیری نگاه انسان موثر هستند. بنابراین باورمندی نیز می تواند از طریق آموزش، شناخت و تجربه شکل بگیرد. همین مسئله درباره سازندگان آثار سینمایی نیز صادق است. اگر می خواهیم نویسنده و کارگردان نسبت به موضوعات دینی و شخصیت پیامبر(ص) شناخت و باور عمیق تری داشته باشند، باید زمینه این شناخت را برای آنها فراهم کنیم. نمی توان صرفا از فیلمساز انتظار داشت که بدون فراهم شدن بسترهای لازم، یک باره وارد موضوعی پیچیده و حساس شود و اثری ماندگار تولید کند. باید امکان مطالعه، پژوهش، گفت وگو با کارشناسان و آشنایی با ابعاد مختلف موضوع وجود داشته باشد تا سازنده بتواند با شناخت بیشتری به سراغ آن برود. هرچه این شناخت عمیق تر باشد، احتمال اینکه اثر از سطح یک کار سفارشی فراتر برود بیشتر خواهد بود.

اگر بخواهیم در کشور یک نظام تولید آثار سینمایی داشته باشیم که آثار آن همسو و هم جهت با شخصیت پیامبر(ص)، منویات و اعتقادات ایشان و دستوراتی باشد که از سوی خداوند برای هدایت بشر آورده اند، نخست باید نسبت به موضوعی که قرار است بیان شود باور وجود داشته باشد

وی افزود: وقتی درباره پیامبر(ص) صحبت می کنیم، با شخصیتی مواجه هستیم که برای بخش بزرگی از جامعه، یک شخصیت دینی و تاریخی بسیار مهم است. بنابراین پرداختن به ایشان نیازمند شناخت و دقت بیشتری است. فیلمساز باید بداند درباره چه شخصیتی صحبت می کند، در چه دوره ای زندگی می کرده و چه پیامی را برای بشر آورده است. اگر این شناخت وجود نداشته باشد، احتمال اینکه اثر به تصویرسازی های سطحی یا کلیشه ای محدود شود زیاد است. البته سینما به طور طبیعی نیازمند روایت، درام و شخصیت پردازی است و نمی توان فیلم تاریخی را به یک متن آموزشی تبدیل کرد، اما استفاده از عناصر دراماتیک نباید به از دست رفتن هویت و منطق موضوع منجر شود. فیلمساز باید بتواند میان اقتضائات سینما و حقیقت تاریخی و دینی تعادل برقرار کند. این کار ساده ای نیست و به همین دلیل باید افرادی سراغ آن بروند که علاوه بر توانایی سینمایی، نسبت به موضوع نیز شناخت و دغدغه داشته باشند. در غیر این صورت، ممکن است نتیجه فیلمی باشد که از نظر فرم جذاب است، اما از نظر محتوا نمی تواند ارتباط درست و موثری با موضوع برقرار کند.

حساسیت مدیران نسبت به موضوعات دینی

عظیمی میرآبادی دومین محور را متوجه مدیران و مسئولانی دانست که وظیفه برنامه ریزی و تخصیص منابع را بر عهده دارند و اظهار کرد: کسانی که مسئولیت پرداختن به این مسائل را بر عهده دارند، باید نسبت به موضوعات دینی نگاه برنامه ریزی شده و جهت دار داشته باشند. اگر قرار باشد هر از گاهی اتفاقی رخ دهد، کسی حرفی بزند یا در یک فضای خاص مسئله ای مطرح شود و بعد مسئولان در واکنش به آن تصمیم بگیرند که باید کاری انجام شود، چنین روشی نمی تواند فضای فرهنگی را مدیریت کند. تولید آثار درباره پیامبر(ص) نیازمند برنامه است و باید از قبل مشخص باشد که چه آثاری، با چه رویکردی، برای چه مخاطبی و در چه بازه ای قرار است تولید شوند. منابع مالی نیز باید در همین چارچوب تخصیص پیدا کنند. اگر منابع وجود داشته باشد اما برنامه ای برای استفاده از آنها وجود نداشته باشد، ممکن است هزینه ها به تولید آثاری منجر شود که تأثیرگذاری لازم را ندارند. بنابراین مدیران فرهنگی باید این موضوع را به عنوان یک مسئله مستمر و راهبردی ببینند، نه موضوعی که فقط در مناسبت های خاص یا در واکنش به یک اتفاق مورد توجه قرار گیرد.

وی اضافه کرد: کسانی که منابع مالی در اختیار دارند، در واقع امکان جهت دهی به تولید را نیز در اختیار دارند. وقتی مدیری مسئولیت یک مجموعه را بر عهده می گیرد، باید بداند منابعی که در اختیار او قرار گرفته است، قرار است در چه مسیری هزینه شود و نتیجه این هزینه کرد چه خواهد بود. اگر قرار است درباره پیامبر(ص) اثر تولید شود، باید از مرحله ایده و فیلمنامه تا انتخاب عوامل و شیوه تولید، یک سیاست مشخص وجود داشته باشد. این به معنای دخالت مستقیم مدیران در کار هنری نیست. اتفاقا مدیر باید بتواند میان مدیریت فرهنگی و استقلال هنرمند تفاوت قائل شود. وظیفه مدیر این است که مسیر، منابع و اولویت ها را مشخص کند و شرایطی فراهم آورد که هنرمند حرفه ای بتواند کار خود را انجام دهد. اگر این وظایف به درستی انجام شود، می توان امیدوار بود که آثار با کیفیت بیشتری تولید شوند. در غیر این صورت، ممکن است تصمیم های مقطعی و پراکنده، منابع را به سمت پروژه هایی هدایت کنند که از ابتدا برنامه مشخصی برای تاثیرگذاری آنها وجود نداشته است.

این تهیه کننده سینما گفت: نگاه راهبردی به این موضوع اهمیت زیادی دارد. اگر قرار باشد درباره پیامبر(ص) فیلم تولید کنیم، نباید منتظر بمانیم تا یک مناسبت خاص برسد و بعد به فکر تولید اثر بیفتیم. تولید یک فیلم سینمایی زمان بر است و از شکل گیری ایده تا پژوهش، نگارش فیلمنامه، تامین سرمایه، انتخاب عوامل، فیلمبرداری، تدوین و آماده سازی برای اکران، مراحل مختلفی دارد. بنابراین اگر برنامه ریزی از چند ماه یا چند سال قبل انجام نشود، نمی توان انتظار داشت که در زمان مناسب اثری با کیفیت آماده شود. همچنین باید برای مخاطب اثر نیز برنامه داشت. آثار دینی قرار نیست فقط برای مخاطبان مذهبی ساخته شوند؛ سینما می تواند پیامبر(ص) را به مخاطبان مختلف معرفی کند و درباره شخصیت و آموزه های ایشان با زبان سینما سخن بگوید. این امر نیازمند شناخت مخاطب و انتخاب زبان مناسب است. اگر فیلمساز بداند با چه مخاطبی صحبت می کند، می تواند روایت خود را نیز متناسب با آن طراحی کند. در نتیجه، برنامه ریزی فرهنگی باید از سطح تامین بودجه فراتر برود و تمام زنجیره تولید و عرضه اثر را دربرگیرد.

مردم مطالبه گر باشند

عظیمی میرآبادی سومین محور را مطالبه گری مردم بیان کرد و افزود: مردم نیز در این فرایند نقش دارند و نباید تصور کنیم که تولید آثار فرهنگی فقط وظیفه دولت یا نهادهای رسمی است. مخاطبان باید از نهادهای مرتبط مطالبه کنند که چرا درباره چنین موضوعاتی آثار بیشتری تولید نمی شود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صداوسیما، سازمان تبلیغات اسلامی و سایر نهادهایی که به نوعی در حوزه فرهنگ، هنر و رسانه مسئولیت دارند، باید بدانند که بخشی از جامعه خواهان تولید آثار جدی درباره پیامبر(ص) و دیگر موضوعات دینی است. وقتی مردم این مطالبه را مطرح کنند، مدیران نیز باید نسبت به آن پاسخگو باشند و برای آن برنامه ارائه کنند. مطالبه گری به این معنا نیست که مردم در جزئیات تولید یک فیلم دخالت کنند، بلکه به این معناست که جامعه از نهادهای فرهنگی بخواهد نسبت به موضوعات مورد نیاز جامعه بی تفاوت نباشند. اگر چنین مطالبه ای وجود داشته باشد، موضوع در اولویت سیاستگذاری فرهنگی قرار می گیرد و امکان برنامه ریزی برای آن افزایش پیدا می کند.

وقتی درباره پیامبر(ص) صحبت می کنیم، با شخصیتی مواجه هستیم که برای بخش بزرگی از جامعه، یک شخصیت دینی و تاریخی بسیار مهم است. بنابراین پرداختن به ایشان نیازمند شناخت و دقت بیشتری است

وی ادامه داد: مطالبه مردم می تواند نهادهای فرهنگی را وادار کند که درباره تولید آثار مرتبط با پیامبر(ص) فکر کنند و برای آن برنامه داشته باشند. وقتی یک موضوع در جامعه مطالبه شود، مدیران نمی توانند به سادگی از کنار آن عبور کنند. البته در اینجا نیز باید میان مطالبه گری و سفارش مستقیم تفاوت قائل شد. مردم می توانند بگویند که تولید آثار با کیفیت درباره پیامبر(ص) برای آنها اهمیت دارد، اما اینکه این آثار چگونه ساخته شوند، نیازمند حضور متخصصان و هنرمندان است. اگر قرار باشد مردم، مدیران و سازندگان هرکدام نقش خود را درست ایفا کنند، نتیجه می تواند به تولید آثار موثرتری منجر شود. مردم به عنوان مخاطب، نیاز و خواسته خود را مطرح می کنند؛ مدیران، سیاستگذاری و منابع را فراهم می کنند؛ و سازندگان نیز باید با باور، تخصص و توانایی هنری خود این خواسته را به اثر تبدیل کنند. نبود هرکدام از این سه ضلع می تواند به ضعف در نتیجه نهایی منجر شود.

این مدیر اسبق انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس تاکید کرد: در بحث تولید آثار درباره پیامبر(ص)، نباید فقط به تعداد فیلم ها توجه کنیم. مسئله اصلی این است که این آثار چه میزان تاثیرگذاری دارند و آیا می توانند مخاطب را با خود همراه کنند یا خیر. ممکن است در یک دوره چندین فیلم با موضوعات دینی تولید شود، اما اگر این آثار نتوانند در ذهن و احساس مخاطب ماندگار شوند، نمی توان گفت که به هدف اصلی دست پیدا کرده ایم. از سوی دیگر، ممکن است یک اثر با هزینه کمتر و امکانات محدودتر تولید شود، اما به دلیل داشتن فیلمنامه مناسب، کارگردانی درست و باور سازندگان، تاثیر بسیار بیشتری داشته باشد. بنابراین کیفیت و اثرگذاری باید در کنار کمیت مورد توجه قرار گیرد. در موضوع پیامبر(ص)، این مسئله اهمیت بیشتری دارد، زیرا هر اثر می تواند بر تصویری که مخاطب از این شخصیت دریافت می کند تاثیر بگذارد. به همین دلیل باید در انتخاب پروژه ها و عوامل تولید دقت شود و از تولید آثاری که صرفا برای پر کردن یک عنوان یا رفع یک تکلیف ساخته می شوند، پرهیز کرد.

عظیمی میرآبادی اظهار کرد: همچنین باید از این تصور فاصله بگیریم که برای تولید یک اثر دینی حتما باید سازوکار متفاوتی از سینمای حرفه ای داشته باشیم. اثر دینی نیز در نهایت باید فیلم خوبی باشد. مخاطب ابتدا با فیلم مواجه می شود و اگر فیلم از نظر روایت، شخصیت پردازی، ساختار و جذابیت سینمایی ضعیف باشد، پیام دینی آن نیز به مخاطب منتقل نمی شود. بنابراین باورمندی سازنده به تنهایی کافی نیست و باید در کنار آن دانش و مهارت سینمایی وجود داشته باشد. یک فیلمساز باید هم موضوع خود را بشناسد و هم زبان سینما را بداند. در غیر این صورت، حتی اگر نیت خوبی داشته باشد، ممکن است نتواند آنچه را در ذهن دارد به مخاطب منتقل کند. به همین دلیل، در برنامه ریزی برای تولید آثار درباره پیامبر(ص) باید به سراغ سازندگانی رفت که بتوانند میان مضمون و سینما ارتباط برقرار کنند. اینجاست که نقش مدیران و سیاستگذاران نیز اهمیت پیدا می کند؛ آنها باید زمینه انتخاب و حمایت از نیروهای توانمند را فراهم کنند.

پرداخت پژوهشی به شخصیت پیامبر(ص)

وی تاکید کرد: پژوهش نیز باید جدی گرفته شود. پرداختن به شخصیت پیامبر(ص) بدون پژوهش کافی می تواند زمینه شکل گیری روایت های ضعیف را فراهم کند. نویسنده و کارگردان باید پیش از تولید، فرصت و امکان کافی برای مطالعه و شناخت موضوع داشته باشند. اگر پژوهش فقط در حد جمع آوری چند اطلاعات اولیه باشد، نمی توان انتظار داشت نتیجه نهایی از عمق لازم برخوردار باشد. پژوهش باید به شناخت فضای تاریخی، اجتماعی و انسانی موضوع کمک کند و در اختیار نویسنده و کارگردان قرار گیرد. این اطلاعات البته باید در مرحله تولید به زبان سینما تبدیل شود و قرار نیست فیلم به یک گزارش تاریخی تبدیل شود. هنر اصلی فیلمساز این است که یافته های پژوهشی را به روایت، شخصیت و موقعیت دراماتیک تبدیل کند، به گونه ای که مخاطب هم با اثر ارتباط برقرار کند و هم با جهان موضوع آشنا شود. چنین فرایندی بدون زمان، برنامه و حمایت مناسب امکان پذیر نیست.

عظیمی میرآبادی گفت: بنابراین اگر بخواهیم حضور پیامبر(ص) در سینما جدی تر شود، باید از تولید مقطعی و واکنشی فاصله بگیریم. این موضوع باید در یک برنامه فرهنگی مشخص قرار گیرد و برای آن مسیر تعریف شود. در این مسیر، ابتدا باید سازندگانی انتخاب شوند که نسبت به موضوع شناخت و باور داشته باشند. سپس مدیران باید برنامه و منابع لازم را فراهم کنند و در نهایت مخاطبان نیز مطالبه خود را مطرح کنند. این سه بخش در کنار یکدیگر می توانند شرایطی ایجاد کنند که تولید آثار دینی از حالت اتفاقی خارج شود. اگر فقط یکی از این سه بخش فعال باشد، نتیجه کامل نخواهد بود. سازنده بدون منابع و برنامه با محدودیت مواجه می شود، مدیر بدون سازنده توانمند نمی تواند اثر مناسب تولید کند و مردم نیز اگر مطالبه خود را بیان نکنند، ممکن است موضوع در اولویت قرار نگیرد. بنابراین باید میان این سه بخش ارتباط برقرار شود و هرکدام مسئولیت خود را به درستی انجام دهند.

وی در پایان بیان کرد: در نهایت، اگر بخواهیم سه محور اصلی را جمع بندی کنیم، باید بگوییم نخست، سازندگان اثر، یعنی نویسندگان و کارگردانان و دیگر عوامل، باید نسبت به موضوع باور و شناخت داشته باشند؛ دوم، مدیران و مسئولانی که امکان برنامه ریزی و تخصیص منابع دارند، باید با نگاه راهبردی و برنامه ریزی شده عمل کنند و سوم، مردم به عنوان مخاطبان و صاحبان مطالبه فرهنگی باید از نهادهای مسئول بخواهند که درباره پیامبر(ص) و موضوعات مرتبط با ایشان آثار بیشتری با کیفیت مناسب تولید شود. این سه ضلع می توانند یکدیگر را تکمیل کنند. اگر این اتفاق بیفتد، می توان امیدوار بود که آثار سینمایی درباره پیامبر(ص) از سطح تولیدات مناسبتی و سفارشی فراتر بروند و به آثاری تبدیل شوند که مخاطب را درگیر کنند، در ذهن او بمانند و بتوانند بخشی از شخصیت و پیام ایشان را با زبان سینما به نسل امروز منتقل کنند.

انتهای پیام

نظرات

captcha